آغاز دوست داشتن
دلهره های عاشقانه
دیگه از دست تو هم کاری بر نمیاد
دوشنبه یازدهم آبان 1388 21:48
همین امشب از غصه ها می میرم
انتقام خودمو ازدوتامون می گیرم
دیگه از دست تو هم کاری بر نمیاد
باید آروم بگیرم
توخوابت نمیام
کابوست نمیشم
توشبهای سیاه فانوست نمیشم
دیگه از دست تو هم کاری بر نمیاد
باید آروم بگیرم
مثل یه نور یه شهاب کوچیک
رد میشم از تو چشات
باز دوباره می افتم از چشات
بی صدا می میرم
.
.
دارم بی صدا میشکنم تو دل شب
به عشق نگاهت می سوزم توی تب
فقط باتو میشه گذشت از سیاهی
بذار با تو باز جون بگیرم
توخوابت نمیام
کابوست نمیشم
توشبهای سیاه فانوست نمیشم
دیگه از دست تو هم کاری بر نمیاد
دارم آروم میگیرم
نوشته شده توسط محسنت939
| لینک ثابت |
بدرود
یکشنبه سوم آبان 1388 23:0

